نکات مهم روانشناسی کودک

در صورتی که کودکان احساس کنند که از سوی والدین خود درک شده اند، بیشتر احساس امنیت خاطر خواهند داشت. در نتیجه از نظر روحی در جایگاه بهتری قرار می گیرند. یکی از موضوعات مهم در علم روانشناسی، موضوع روانشناسی کودک می باشد. از طریق پیدا کردن موارد کوچک و ساده می توان به شناخت

موضوعات مربوط به کودک پرداخت. در این مقاله ما به بررسی چند نکته مهم در زمینه روانشناسی کودک می ‌پردازیم.

نکات مهم روانشناسی کودک


امروزه تربیت کودک یکی از مسائل بسیار مهم و دغدغه بسیاری از خانواده ها می باشد. بیشتر افراد می خواهند برای تربیت بهتر فرزند خود راهکارهای مناسبی بیابند. در بیشتر مواقع والدینی که روی تربیت کودک خود حساسیت نشان می دهند، ممکن است به علت عدم آگاهی موجب وارد شدن ضربه های جبران ناپذیر به کودکان شوند.

راه حل مشاهده


یکی از اقدامات مهمی که در زمینه روانشناسی کودک می توان به کار برد، انجام دادن مشاهده است. مشاهده ساده ترین راهی است که می توان برای درک روانشناسی کودک استفاده کرد. والدین در این زمینه می‌ توانند به اقداماتی که کودکان انجام می‌دهند یا آنچه که به زبان می آورند، علاقه نشان دهند. در زمان بازی کردن، خوابیدن یا غذا خوردن می توان به مشاهده اعمال و گفتار و یا حالت های کودکان پرداخت. هر کودکی ویژگی های منحصر به فرد و مربوط به خود را دارد و دارای شخصیتی است که این شخصیت در ادامه مسیر زندگی همراه او خواهد بود. پس هرگز نباید کودک خود را با دیگران مقایسه کرد. زیرا این کار موجب وارد شدن ترس به تربیت و پرورش کودک می ‌شود. حتی کودک با مقایسه با سایر کودکان ممکن است احساس بی ارزش بودن و یا حقارت کند.

اختصاص دادن زمان کافی به کودک


در دنیای امروزی والدین در محل کار و در خانه کارهای مختلفی بر عهده دارند. این چند کاره بودن والدین موجب می ‌شود تا آنها به امور مختلفی بپردازند. یکی از این موارد کودکان هستند. والدینی که در زندگی خود این شیوه را دارند، باید خیلی زود این روش را تغییر دهند. برای درک و شناسایی بهتر کودک باید برای آن ‌ها زمان کافی در نظر گرفت و با آنها وقت گذراند. برخی از والدین ممکن است سر میز شام یا هنگام بردن کودک به مدرسه و در زمان رانندگی با کودک خود وقت بگذرانند که این زمان کافی نخواهد بود. بهتر است برای بازی کردن یا حرف زدن با کودک زمان خاصی در نظر گرفت. برای شناسایی درون کودک لازم است ساعت های کافی با او وقت گذراند.
والدین از طریق گفت ‌و گو با کودک به خوبی می توانند به اتفاقات زندگی آنها در مدرسه و خانه پی ببرند. همچنین از طریق گفتگو با کودک می ‌توان موسیقی مورد علاقه یا برنامه تلویزیونی مورد علاقه او را پیدا کرد. برای اختصاص دادن وقت کافی به کودک گاهی لازم نیست حتماً با کودک کاری مشترک انجام داد یا همیشه با کودک حرف زد. بلکه با نشستن در کنار یکدیگر و رصد کردن او نیز می توان در مورد شخصیت کودک، اطلاعات مهمی کسب کرد.

جدی گرفتن کودک


هنگام برنامه ریزی برای کودک باید فقط با او وقت گذراند و کار دیگری انجام نداد. باید توجه جدی به کودکان داشت. در صورتی که والدین هنگام حرف زدن با کودک کار دیگری انجام دهند، ممکن است اطلاعاتی که فرزند در مورد خود به آنها می دهد، از دست بروند.

توجه کردن به پیرامون کودک


بر اساس تحقیقات مشخص شده است که رفتار و نگرش های یک کودک بستگی به محیطی دارد که در آن پرورش پیدا کرده است. پس باید برای شناخت بهتر کودک به محیطی که در آن قرار گرفته نیز دقت کرد. بر اساس تحقیقات ثابت شده محیط روی رشد مغز کودک، رشد مهارت ‌های زبانی و شناختی او موثر است. به خصوص در رابطه با محیط خانه، این موضوع نسبت به هر محیط دیگری مهم تر خواهد بود. همچنین رفتار کودکان بستگی زیادی به نوع افرادی که در اطراف آن ها وجود دارند، خواهد داشت. رفتار کودک بستگی به تعامل اطرافیان با او دارد. والدین باید زمان کافی به شناخت محیط خانه و مدرسه که کودک در آن شکل گرفته است، اختصاص دهند. به عنوان مثال در صورتی که فرزندی پرخاشگر باشد یا از اجتماع دوری می کند، والدین باید بدانند او تحت تاثیر چه چیزی یا چه کسی قرار گرفته که موجب شده این گونه رفتار کند.


شناسایی عملکرد مغز کودک


بیشتر والدین روی فیزیولوژی کودک خود شناخت دارند. اما در مورد عملکرد مغز کودک چیزی نمی ‌دانند. مغز کودک در اثر تجربه کسب شده، شکل خواهد گرفت. بنابراین واکنش‌ های او به موقعیت‌ های مختلف تحت تاثیر این موضوع خواهد بود. شناخت عملکرد مغز کودک به والدین کمک می‌ کند تا در زمینه یادگیری و رفتار کودک اطلاعات لازم را به دست آورند. همچنین این شناخت روی تصمیم‌ گیری ‌های کودک و توانایی هایی که در زندگی اجتماعی، منطقی و شناختی به دست می آورد، موثر خواهد بود.
تجربه های اشتباه موجب شکل گرفتن واکنش های منفی در ذهن کودکان خواهند شد. همچنین این تجربه ها روی رشد کلی کودک، تاثیرات نامطلوبی دارند. از طریق شناخت چگونگی عملکرد مغز کودک می توان موجب تبدیل شدن تجربه های منفی به فرصت ها و تجربه ‌های مثبت شد. با استفاده از شناخت عملکرد های ذهن می ‌توان به کودک کمک کرد تا برای زندگی اجتماعی و عاطفی پایه های محکمی ساخته و قدرت مدیریت روی موقعیت های سخت را داشته باشد.

گوش کردن به کودک


گوش دادن در زمان صحبت با کودک اهمیت بسیار زیادی دارد. با باز شدن مکالمه به ‌گونه ‌ای که کودک ابتدا حرف زدن را آغاز کند، والدین باید به خوبی به گفتگوی کودک گوش دهند. در بسیاری موارد ممکن است کودکان نتوانند خود را به خوبی ابراز کنند. والدین از طریق نشانه های غیر کلامی که کودکان به کار می ‌برند، باید به آنها توجه کنند. از جمله این واژه ها و نشانه های غیر کلامی می توان به لحن کودک اشاره کرد. والدین در این زمینه باید به فشار و تاکیدی که کودک هنگام ادای یک کلمه یا عبارت دارد، توجه کنند.
والدین از طریق کلمات و اصطلاحات می توانند متوجه شوند که کودکشان چه احساسی دارد. زمانی که کودک در حال صحبت کردن در مورد موضوعی است، بهتر می‌ توان احساس او را در رابطه با آن موضوع را شناسایی کرد. به عنوان مثال می توان به احساس ترس، استرس، نگرانی و یا دوست داشتن کودک پی برد.


با توجه کردن به تماس های چشمی و حالت های شیوه استفاده از دست های کودکان می ‌توان پی به احساسات آنها برد. در روانشناسی کودک لازم است که والدین به صحبت ‌های کودک گوش کنند و کودک بداند به خوبی شنیده و جدی گرفته می شود. والدین از طریق گوش کردن به آنچه کودکان می گویند و پاسخ دادن به پرسش های آنها به کودکان کمک می کنند تا بدانند آنچه که می ‌گویند را والدین به خوبی می فهمند. برای روشن و شفاف شدن موضوع والدین می‌ توانند در مورد آن چه که نمی فهمند از کودک خود سوال بپرسند. ولی در این زمینه نباید بیش از اندازه سوال پرسید، زیرا کودک ممکن است به طور کامل سکوت کند.


ابراز کردن کودک با روش های مختلف


کودکان برای بیان ابراز خود از علاقه های مختلفی استفاده می ‌کنند. آنها همچنین برای نشان دادن احساسات خود علاوه بر حرف زدن از کارهای مختلف استفاده می کنند. والدین باید کودکان خود را در انجام کارهایی که به آنها علاقه دارند تشویق کنند. از جمله این کارها می ‌توان به نوشتن یا بازی کردن اشاره کرد. آنها از طریق تشویق شدن آن کار را در اوقات بیشتری انجام خواهند داد. همچنین می ‌توان کودکان را به کلاس های هنری یا نقاشی فرستاد. از این طریق آنها بهتر می توانند خود را ابراز کنند. با دادن موضوعات مختلف به کودکان آن ها می ‌توانند بدون محدود سازی موضوعات متفاوتی را نقاشی کنند. این عمل موجب می‌ شود تا نیروی تخیل و تصویر سازی کودکان تقویت شود. والدین می توانند از کودک خود درخواست کنند که با تهیه ژورنال کارهای مشخص در طول یک روز را یادداشت کرده و احساسات مختلف خود در آن روز را ثبت کنند. کودکان با انجام نقاشی یا نوشتن بیشتر بهتر می ‌توانند خود را ابراز کنند.

پرسیدن درست سوالات


با پرسیدن سوال های مناسب از کودکان آن ها یاد می گیرند که به خوبی صحبت کنند. والدین می توانند در مکالمات و گفتگوهای خود با کودکان از آنها سوال های پایان باز بپرسند. کودکان با این سوال ها تشویق می شوند تا جزئیات را با والدین خود بیشتر در میان بگذارند. به عنوان مثال می توان از کودک پرسید در مورد این آهنگ چه نظری داری، به جای اینکه از او پرسیده شود آیا این آهنگ را دوست داری و او پاسخ بله یا خیر بدهد. از این طریق کودک اجازه پیدا می ‌کند تا بیشتر صحبت کند.
والدین به جای اینکه از کودکان بپرسند با چه کسی بازی کرده اند، می توانند سوال خود را این گونه بپرسند که چه بازی کرده اند. با این نحوه پرسش کودک اجازه پیدا می ‌کند ماجرای بازی کردن خود را با جزئیات کامل توضیح دهد. والدین در زمان توضیح دادن کودک حرف ‌های او را نباید قطع کنند. همچنین از پاسخ دادن به سوالات کودکان نباید طفره رفت. در صورتی که والدین پاسخ سوال کودک خود را نمی‌ دانند، باید آن پاسخ را بعداً به کودکان ارائه دهند. اهمیت ندادن به سوالات کودکان یا فراموش کردن آن ها موجب می شود تا کودک از پرسیدن سوال های بعدی ناامید شود.


آموزش دیدن در حوزه رشد کودک


والدین باید فعالیت زیادی در شناخت و درک مراحل مختلف رشد کودکانشان داشته باشند. از این طریق آنها می توانند پی به کیفیت گذراندن این مراحل ببرند. با اختصاص دادن زمان مناسب به مطالعه، صحبت با متخصصان و خواندن مجلات و کتاب های آنلاین می توان در این زمینه اطلاعات لازم را کسب کرد. با مراجعه به متخصصان می توان اطلاعات مناسبی در زمینه رشد و روانشناسی کودک به دست آورد.


رصد کردن کودکان دیگر


 در برخی مواقع برای شناخت بهتر کودکان می ‌توان از طریق رصد کردن کودکان همسن با کودک خود اقدام کرد. در این روش نحوه رفتار کودکان در یک موقعیت اجتماعی شناسایی می شود. همچنین می توان نقاط قوت و ضعفی که در شخصیت کودک در موقعیت‌ های اجتماعی وجود دارد، را شناخت. البته نباید کودک خود را با دیگر کودکان هم سن او مقایسه کرد. همچنین نباید به قضاوت میان کودکان پرداخت. والدین از طریق مقایسه کودک خود با دیگر کودکان می توانند به شناسایی و تعیین توانایی های عملکردی کودک بپردازند. ممکن است این روش در طولانی مدت دارای تاثیرات نامطلوب بر روی کودک باشد. با وجودی که مقایسه همیشه بد نخواهد بود. ولی در صورتی که بیش از اندازه تکرار شود، ممکن است برای تربیت کودک خطر آفرین باشد.  

سخن پایانی


والدینی که بیش از یک فرزند دارند، لازم است بدانند که روانشناسی فرزند اول آنها با دیگر فرزندانشان متفاوت خواهد بود. در واقع برای تربیت و پرورش کودکان نمی ‌توان از یک الگوی یکسان استفاده کرد. شناخت شناسی کودکان ممکن است امری مشکل و زمان گیر باشد. اما برای پرورش کودکان لازم است که به شناخت نکات مهم روانشناسی پرداخت.